رمان تاریخی انیسه
۸۵,۰۰۰ تومانمأمور نظمیه دست دراز کرد تا روسری فردوس را از روی سرش بردارد که با مقاومت او روبهرو شد. فردوس با دو دست، محکم روسریاش را چسبیده بود و مانع برداشتن آن از روی سرش میشد…
پاسبان که ایستادگی او را دید، با یک حرکت روسری را از چنگش بیرون کشید! روبانی که فردوس موهای خود را پشتسر با آن جمع کرده بود، دنبالهاش با روسری کشیده شد، روبان گشوده شد و موهایش روی شانهها ریخت!
فردوس دستانش را حائل سرش کرد که موهایش دیده نشود و با خجالت روی زمین سرپا نشست. پاسبان هنوز دستش را بهطرف روسری عقیق دراز نکرد بود که جوانی سراسیمه خودش را بین او و دخترها حائل کرد و از پاسبان خواست که روسری را به او برگرداند… .